خرید بک لینک
عمارت پدرم مانده از عمارتِ پدرم طرف یورد شمالیاش: تالار طرف یورد جنوبیاش: سَردر. طرف بیرون آن: طویلهسرا، جغد را اندر آن قرار اکنون، تختهای بر درش، به معنی، در. در گشاده است و خانهاش تاریک گ

برچسب: نویسنده: مهسا زارعیان تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 12:30

مجنون عشق را دگر امروز حالت است کهاسلام دینِ لیلی و دیگر ضلالت است فرهاد را از آن چه که شیرین تُرُش کند؟ این را شکیب نیست گر آن را ملالت است عَذرا که نانوشته بخواند حدیث عشق داند که آب دیدهی و

برچسب: نویسنده: مهسا زارعیان تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 12:30

آن یکی دائم ز بیخویشیّ خویش ناله میکردی ز درویشیّ خویش گفتش ابرهیم ادهم ای پسر فقر را ارزان خریدستی مگر مرد گفتش کاین سخن ناید به کار کس خَرَد درویشی؟! آخر شرمدار! گفت من باری بهجان بگزیده

برچسب: نویسنده: مهسا زارعیان تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 12:30

خسرو پرویز هنگام میگساری، جامی به دست میگیرد که روی آن یادی از «بهرام چوبینه» است (بهرام سردارِ خسرو بود؛ بعدها بر او شورید و او را شکست داد و مدتی هم تاج بر سر گذاشت... سرانجام خسرو با کمک امپراطور

برچسب: نویسنده: مهسا زارعیان تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 12:30

چون که با حضرت معشوق سر و کارش افتاد بلند شد بگوید به هر حال به ما ربطی ندارد این همه حرف اضافه از باب اشتغالست یا زنگ تفریح فقط در نسخهبدلِ لمعه لقمه ذکر شده باشد یا نه ما سهوجبونیم در سهوجب

برچسب: نویسنده: مهسا زارعیان تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 12:30

شعر یا نثر؟ *این یک حقیقت ساده است که امروزه اکثر بلکه همهی تعاریف و برداشتهایی که از مفاهیم و معقولات هنری و فلسفی و غیره داریم تغییر کرده است: مفهوم زندگی، علم، عالم، حکومت، معنی، مردم، شعر، شاعر

برچسب: نویسنده: مهسا زارعیان تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 12:30

«در این لحظهی تاریخی، ما نیازمند جانب خردگرای این فرهنگ هستیم، چون ساحتِ عاطفی و احساسیِ فرهنگِ ما به حد اشباع رسیده است و از در و دیوار هم عاطفه و احساس تبلیغ میشود و بیگانگان نیز منافع خود را در

برچسب: نویسنده: مهسا زارعیان تاريخ: جمعه 24 اسفند 1397 ساعت: 12:30

 مُحَمَّدٌ (ص) سَیِّدُ الکَونَینِ وَ الثَّقَلَی......نِ وَ الفَریقَینِ مِن عُربٍ و مِن عَجَمٍ نَبِیُّنا الآمِرُ النّاهی فَلا أحَدٌأبَرَّ فی قَولِ لا مِنهُ و لا نَعَمِ هُوَ الحَبیبُ الّذی تُرجَی شَفاعَتُهُلِکُلِّ هَولٍ مِنَ الأهوالِ مُقتَحَمٍ دَعا إلَی اللهِ فَالمُستَمسِکون بِهِمُستَمسِکونَ بِحَبلٍ غَیرِ مُنفَصِمٍ فاقَ النَّبیِّینَ فی

برچسب: نویسنده: مهسا زارعیان تاريخ: چهارشنبه 29 فروردين 1397 ساعت: 11:18

ـ «معقول آن وقتها کسی از وجودم خبر نداشت. کی هستم؟ چه کار میکنم؟ به کجا میروم؟ از کجا میآیم؟ از معلوماتم بهزور پنجاهتا صدتا و فوقش دویست نسخه چاپ میکردم؛ بیشترش روی دستم میماند؛ گاهی به دوست و آشنا حُقنه میکردم! خوانده و نخوانده، طبق معمول، حرفش را هم باهام نمیزدند! اصلاً کسی خبر نداشت که چه معلوماتی صادر میکنم، چه مجهولاتی را دفع میکنم! ولی حال

برچسب: نویسنده: مهسا زارعیان تاريخ: شنبه 18 فروردين 1397 ساعت: 20:34

 در گوشیِ کوچکِ منشمارهییست که فکر میکندشبفقط یک نام شاعرانهست                     که خواب نداردموهای عروسکیکه صدای خنده در میآورَدغذا نمیخورَد وپوستاشمثلِ برفِ شادی خشک است خیال میکندهیچ رستمی کابوس نمیبیند وهیچ اژدهاییتابِ بریدنِ خورشید را

برچسب: نویسنده: مهسا زارعیان تاريخ: شنبه 18 فروردين 1397 ساعت: 20:34

هرگاه بیاییاول آسمانستدردم این نیست که دیر میشوددیر و زود نداریهمیشه اول هر گاهرسیدهایو هیچگاهبیگاهنبودهایدردم اینستنکندگاهی که باید بیاییآن گاهی باشدکه منبه خواب رفته باشم. .............................................مجموعههایی که منتشر کردهام:ـ گذرانههاـ آدینهی چشمهاتـ مقدمههای بیپایان(بعضی از اشعار این وبلاگ، از این سه مجموعه باز

برچسب: نویسنده: مهسا زارعیان تاريخ: شنبه 18 فروردين 1397 ساعت: 20:34

صفحه بندی